آخرین رهگذر



مسافری جا مانده


                    از آخرین قطار


قلبی تهی شده

                   از آخرین امید


اشکی چکیده

               از آخرین بغض


و باز عبور رهگذری

                 از آخرین راه گذر
آه ای غریبه!



                     در کوله بارت
                                آخرین نگاه کدامین دلداده را  میبری؟؟...

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

عشق حادثه ای است که اغلب برای مسافر جامانده از آخرين قطار رخ می دهد که در آخرين اميد با بغض دوان دوان به سوی گذر آخر می رود تا شايد غريبه ای بيايد و او را به مقصد برساند. عشق از پی انتظار نمی آيد و همين ويژگی عشق را در اين جايگاه نشانده است که هست.

محمد رضا رضاپور

خيلی قشنگ و با احساس است

وهم سبز

سلام . از حضورتون سپاسگذارم. لذت بردم. ( منظورتون که نقد جدی نبود نه ؟ ) موفق باشيد.

HooMan

هنوز به روز نشدی!!

شکوه تنهايی

سلام بانو از سواد عشق هيچ نياموخته ام اين را از روزگار اموخته ام که رهگذر ٬ رهگذرست از کوله بارش عشق طلب کردن خطاست ! زلالی جرعه های عشق را فقط در دامان مادر یافتم ... ممنونم که سر زده امدی و خوشحالم کردی راستش ازینکه بیام و اپ شدنم را اعلام کنم برایم جندان خوشایند نیست هر زمان که قدم رنجه کنی به سر من منت گذاشتی من همیشه از نوشته های ساده و مهربانت لذت میبرم ازینکه پی به درون یک دست و یک پازچه ات میبرم حظ میکنم . بدرود

حميد رضا

تنها مسافر آخرین قطار بانویی از جنس آتش و آب به هنگامه ی تهی قلبی از آخرین امید بارانی مهربان بارید و شوری به جا مانده از بغض های آخرین بر شیارهای لبخند آمده جاری شد و آسمان چه زیبا می شود هنگامی كه خورشید می درخشد و در گوشه ای نیز ابری به باریدن خویش مشغول است ، و ... بار دیگر مردی تنها در میانه ی آتش و آب از جاده نم ناك گذر كرد

ميترا

سلام و درود بر شما کوله بار همسفران دل که خالی باشد از جرعه ای - که نه - چکه ای عشق چه حاجت به کوله بار غريبه ای که می گذرد...؟ زيبا بود... در پناه حضرت حق

سيامك

سلام خوبی ؟ آن عشق که دیده آموخت ازو دل در غم او نشست و جان سوخت ازو امروز نگاه کن که جان و دل من جز یادی و حسرتی چه اندوخت ازو پست زیبایی زدی به امید دیدار راستی برای تبدل لینک خبرم کن یا علی

سيامک

سلام خوبی ؟ ممنون سرزدی و به اميد ديدار مجدد

پیام

زندگی شطرنج دنیا و دل است قصه ی پررنج صدهامشکل است شاه دل کیش هوسها می شود پای اسب آرزوها در گل است فیل بخت ما عجب کج می رود در سر ما بس خیالی باطل است ما نسنجیده پی فرزین او غافل از اینکه حریفی قابل است مهره های عمر من نیمش برفت مهره های او تمامش کامل است .